خرید بک لینک
ترکیب چای اصل شمال و شکلات تلخ صد در صد فوق العادس:))))

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 16:06

چیزی از این شیرین تر نیس که کلاس زبان فردا کنسل شه

خدایا عاشقتم:))))

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 16:06

دَه روز عاشقی به همین سرعت به پایان رسید، از فردا زنجیرها و طبل ها و عَلَم ها میرن تو انبار، کم کم پارچه های مشکی با تَن شهر خدافظی میکنن ایستگاه صلواتیا از تو کوچه ها جمع میشن صدای نوحه و طبل و سِنج نمیاد، شهر میخوابه و عزاداری های شبانه تموم میشه...غروب روز عاشورا ازون غروباییه که به تمام اینا فکر میکنی و دلت میگیره، با خودت میگی یعنی واقعا از فردا شب این حس و حال معنوی با کوچه ها و محله ها خدافظی میکنه و میره تا یه سال دیگه؟؟!! آخ که این یه سال چقد بنظر آدم طولانی میشه وقتی هنوز دلت عاشقی میخواد، دلت میخواد دوباره بویِ اسپند همه جا بپیچه، دوباره همه

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 7:20

امشبو خیلی دوست دارم شب شمع روشن کردن از بچگی عاشق این شب بودم از صبح دارم رو مخ مامان بابام پیاده روی که چه عرض کنم جفتک میزنم به رسم قبلنا بریم خیابون امام بچه تر که بودم یکی از دغدغه هام این بود هر سال یه جایی برا شمعم درست کنم که نه دستم بسوزه نه شمعه خاموش شه هر سالم یه نوع جاشمعیه متفاوت واس خودم درس میکردم قربون خلاقیتم بشم امسال اگه رفتیم میخام بزارم هم دستم بسوزه هم شمعم خاموش شه تجربه کردن که بد نیس این همه تو این سالا اذیت شدم چه عیبی داره یکم دستمم اذیت شه یه شال مشکی برا خودم گرفتم چقده بهم میاد:))) یکی از مسائلی که درگیرشم اینه چرا هوا سر

برچسب: دو شب دو شمع روشن, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 13:14

امشب به معنای واقعیه کلمه عاااااالی بود دیدن دسته ها با اون طبلای بزرگ قرمزشون حس قشنگی داش وقتی زنجیر و طبل و همه چی با هم هماهنگ میشد پاچه شلوارمم میلرزید شعله شمعمم میلرزید قلبمم از جا تکون میخورد یا دیدن اون علم ها که بالاش یه دونه دست داره با چن تا پر رنگی یا دیدن بچه های کوچیکی که محکم تر از آدم بزرگا زنجیر میزدن امشب پر از حسای خوووووب بود کلی دستمو با شمع سوزوندم کلیییییی الان شستم میسوزه امسال اصلا برای گرفتن نذری بیرون نرفتیم خب... یکم گرفتن نذری فرهنگ میخاد که فعلا اینجا فرهنگش موجود نیس خیلی خوبه عاره غذای امام حسینه ولی نه دیگه خودتو بیچا

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 13:14

خب امروز تاسوعاس یادمه بچه که بودم همیشه دلم میخاس بدونم چرا تاسوعا یا چرا عاشورا به لطف درس شیرین عربی یه چن سالیه معنیشو میدونم الان مریم مشهده هر سال تاسوعا قیمه میدن زهرام که احتمالا دیشب کلی گریه کرده تا جایی که من شنیدم باید پیاز ریز میکرد حالا اگه گوشام درست شنیده باشه امروز آش دارن مثلا درسته زحمتش زیاده هااااا ولی باید حسای قشنگی باشه نه؟ والا من که الان خیلی سبز ریاضی جلومه باید درس بخونم کاش یه روزی این حسا رو تجربه کنم خب بچه ها ایشالا هر جا هستین واس منم دعا کرده باشین

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 23:40

عزیزانی که را گم میکنن تشریف میارن وبم

بگن آهنگم خوبه یا نه؟

راستش کلا من در زمینه آهنگ یکم بد سلیقه ام

اول امین حبیبی بود فریاد خاموش حالام مجید اخشابیه سردار بی سر

اگه آهنگ دیگه ای قشنگ تره یا کلا پیشنهاد دیگه ای دارین بگین

برچسب: اهنگ وبم, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 1:38

اَلسَلامُ عَلیَک یا عَلی بن الحُسین تا به زمین قامت اکبر فتاد *غلغله در عرش سراسر فتاد* شمع شب تار علی اکبرم* شهادت نوجوان کربلا حضرت علی اکبر (ع)تسلیت باد*

برچسب: یا علی اکبر,یا علی اکبر حسین,یا علی اکبر امام حسین,یا علی اکبر (ع),کربلا یا کربلا علی اکبری,یا حضرت علی اکبر,عکس یا علی اکبر,پوستر یا علی اکبر,شعر یا علی اکبر,یا علی تو علی اکبری, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 1:38

هی بابا این دو راهیم از زندگی من نمیره بیروناااا

یه بار نشد من یه جواب قانع کننده بگیرم

برچسب: دوراهی امیر عظیمی,دوراهی عشق,دوراهی عشق و هوس,دوراهی قپان,دوراهی زندگی,دوراهی قلهک,دوراهی میثم ابراهیمی,دوراهی زانیار,دوراهی متن,دوراهی امیر عظیمی متن, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 1:38

یک روز ، یک جایی ، ناگهان ، این اتفاق برایِ ما میافتدکتاب مان را میبندیم ، عینکمان را از چشم بر میداریمشمارهای را که گرفته ایم قطع میکنیم و گوشی را روی میز میگذاریمماشین را کنار جاده پارک میکنیم و دستمان را از رویِ فرمان بر میداریماشکهایمان را پاک میکنیم و خودمان را در آینه نگاه میکنیمهمانطور که در خیابان راه میرویمهمانطور که خرید میکنیمهمانطور که دوش میگیریمناگهان میایستیممیگذاریم دنیا برای چند لحظه بایستدو بعد همانطور که دوباره راه میرویمو خرید میکنیمو شماره میگیریمو رانندگی میکنیمو کتاب میخوانیماز خ

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 4:02

احساس میکنم گذاشتن این پست لازمه

چون اگه نذارم بعد نمتونم درس بخونم

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 19:12

آرامش قبل توفان تموم شد امروز صبح یه توفان زد کل زندگیمو با خاک یکسان کرد ولی نه... درسته الان ناراحتم حالم از بعضیا بهم میخوره ولی نمیخام این محرم مثله سال پیش بشه نباید بشه اینجا راهنمایی نیست دبیرستانه آزمون قبول شدن تو مدرسه نمونه نیس کنکوره من نباید به خاطر این وضعیت خودمو ببازم این توفان تموم میشه و مطمئنم توفان بعدی از این بدتره در نهایت منم که خودمو میسازم احساسم میگه نصیحته یکیو گوش کنم هر چند وقتی اون موقع گوش کردم خیلی زخم زبون شنیدم ولی آینده ام دست منه باید سال پیشمو جبران کنم وگرنه ازم نمیگذره مطمئنم امسال بهترین سال تحصیلیم میشه باید

برچسب: آرامش قبل ازطوفان,آرامش قبل از طوفان به انگلیسی,آرامش قبل از امتحان,آرامش قبل از خواب,بیژن مرتضوی آرامش قبل ازطوفان,آرامش قبل از کنکور,آرامش قبل از زایمان,آرامش قبل ازطوفان بیژن,آرامش قبل ازطوفان بیژن مرتضوی,آرامش قبل از طوفانم, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 13:01

اگر خریدنی بود می خریدم...

برای مادر ، کمی جوانی

برای پدر ، عمر دوباره

و برای خودمان ، خنده های کودکی

برچسب: کاشت مو,کاشان,کاشت ناخن,کاشی تبریز,کاشی,کاشی کاری,کاشت ماری جوانا,کاشی مرجان,کاشت ابرو,کاش, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 16:51

مواظب رایحه حرف هایمان باشیم حرف ها رایحه دارند بو دارند عطر دارند رایحه حرف هایمان تا ساعت ها روی جان و تن می نشیند تا مدت ها در فضا می ماند تا سال ها در خاطره ها جا خوش میکند عطر حرف هایمان هرچه باشد تند و تلخ گرم و شیرین تیز و شورانگیز ارام و روح انگیز مارا در خاطره ها به یاد می آورد شمیم رایحه حرف هایمان را انتخاب کنیم بدانیم که به یاد می ماند

برچسب: رایحه ظهور,رایحه درمانی,رایحه ممنوع,رایحه مظفریان,رایحه چت,رایحه نماز جمعه صفادشت,رایحه درمانی چیست ؟,رایحه خوش خدمت,رایحه ظهور u313,رایحه خوانسار, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 16:50

وقتی میای تو این دنیا میدونی که باید یه روز بری گاهی وقتا زندگی خیلی کوتاهه گاهی وقتا زندگی طولانی میشه پس تا جایی میشه باید همدیگرو دوست داشته باشیمو بهم کمک کنیم چون خیلی زود دیر میشه بعدش باید چشمامونو ببندیمو به یه سفر بریم خدا رو چه دیدی شاید اون سفر قشنگ ترین سفر عمرمون باشه پ.ن: الان من دلم نمیخاد بمیرم فقط این حرفا نقل قول بود از یه کسی واقعا خیلی زود دیر میشه قدر زندگی هامونو بدونیم.

برچسب: خیلی زود دیر میشه,خيلي زود دير ميشه,همیشه خیلی زود دیر میشه,گاهی خیلی زود دیر میشه,گاهی وقتا خیلی زود دیر میشه,اس ام اس خیلی زود دیر میشه,نمایشنامه همیشه خیلی زود دیر میشه, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 16:50

زندگی معلم بزرگی است…:زندگی می آموزد که شتاب نکن.زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتیدریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبودهشاید هم اصلا مهم نبوده شاید موجب اندوهت نیز شده است.زندگی می آموزد از دست دادن آنقدر هم که فکر می کنی سخت نیست.زندگی می آموزد همه لحظات تبدیل به خاطراتی شیرین می شوندبعدا که می گذری و تو در آن لحظهبی تابی می کردی و این را نمی دانستی.زندگی زیباست!

برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی در آمریکا,زندگی نامه,زندگی شیرین,زندگی شعر, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 16:50

خب امروز روز اول محرمه خیلی برام جالبه که محرم با سرمای هوا پیوندی ناگسستنی داره شاید محرم یکم بیشتر بشه با خودم خلوت کنمو حالم بهتر شه نمیگم الان بده ها ولی جا داره بهترم شه نمدونم چرا ولی خیلی از مدل درس خوندنم خوشم اومده امیدوارم تا آخر سالم همینجور درسخون بمونم این سرمای هوا خیلی برام آشناس یاد یه روزای خاصی افتادم خواهرم داره چهارسالش میشه نیم وجبی چنان اسکوتر پیمایی میکنه تو خونه دلم برا همسایه پایین میسوزه طفلیا چقد زود بزرگ شد چقد زود داره همه چی کمرنگ میشه نمدونم چرا ولی دلم برای قبلنا تنگ شده وقتی که سپیناز نبود یا تازه دنیا اومده بود خیل

برچسب: اولین روز محرم,اولین روز محرم چه تاریخی است,اولین روز محرم 93,اولین روز محرم ۹۳,اولین روز محرم 92,اولین روز محرم سال 93,اولین روز محرم سال 92,اولین روز محرم در سال 93,اولین روز محرم 1393,اولين روز محرم ٩٣, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 10:55

خب الان تازه از کلاس زبان اومدمو زیر پتومم و در عین حال کتاب زیست جلومه خدایا کمک کلی فردا پرسش داریم و فقط یه چیزی بگم تو کلاس زبان منو به چالش کشیدن افتضاح انگار دوازده تا موضوعه بعد قرعه کشی میکنن اسم یکی در میاد بعد موضوعارو هم قرعه کشی میکنن بعد نتیجه ی همه اینا این شد که منه مفلوک در مورد (friend and close friend) حرف بزنم عاخه چراااااا؟ چرا من؟ چرا الان؟ چرا این موضوع؟ هیچی دیگه فقط سقفو نگا میکردم چرت میبافتمااااا چررررررت به معنای واقعیه کلمه یه جاهایی اصلا میموندم خب الان اینو از من پرسیدن خب من چی بگم بخاااام خیلی جواب معمولی بدم خب ضایه اس دیگه بخااا

برچسب: به چالش کشیده شدن قوانین فیزیک,به چالش کشیدن مردان,به چالش کشیدن یعنی چه,به چالش کشیدن,به چالش کشیدن خدا,به چالش كشيدن يعني چه,به چالش کشیدن هنرمندان,به چالش کشیدن خواستگار,به چالش کشیدن یعنی,به چالش کشیدن مغز, نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 10:55

جوابت

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 1:40

هی بابا هی!!!!!!!

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:52

گذشته،

گذشته،

پس باید از گذشته، گذشت

اما گذشته از ما نمی گذره

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:52

تا وقتے

باری روے شانه هایت سنگینے میکند

هرچقدر هم که زیر ِ این بار

دست و پا بزنے و

له شوے

خیلے درد را نمے فهمے۔۔

همین که بار را برمے دارند

همین که همه جا آرام مے شود

تازه مے فهمے

چقدر درد کشیده اے؛

زخم هاے تازه بماند

تازه میفهمے

زخم هاے کهنه ات هم سر باز کرده اند.

تازه مے فهمے

چقدر خسته اے

چقدر خسته اے...

برچسب: نویسنده: آراد رضاپور تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:52

صفحه بندی